الشيخ أبو الفتوح الرازي
42
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مقامه . آنگه در « له » خلاف كردند با اين قراءت ( 1 ) بعضى گفتند : جعلا للَّه شركا ، اى نصيبا . و قيل جعلا لغير ( 2 ) اللَّه شركا ، اى نصيبا . و هر دو را معنى يكى باشد ، براى آن كه شرك غيرى با خداى همان باشد كه شرك خداى با غيرى . امّا اقوالى كه از اين پيش گفتيم و اخبارى كه در اين باب مخالفان ما آوردند ، بجز آنكه مخالف ادلَّه عقل است و هر چه چنين باشد مقبول نبود ( 3 ) ، مطعون است در سندش براى آن كه از قتاده روايت [ 13 - ر ] كردهاند ( 4 ) ، از حسن از سمره - و حسن سمره را نديد و از وى چيزى نشنيد - على قول البغداديّين . دگر آن كه ، حسن بخلاف اين گفت در روايت عروه از او ، نيز از سعيد جبير و عكرمه روايت كردند كه : « شرك » منسوب نيست با آدم و حوّا بل منسوب است الى غيرهما من كفّار ( 5 ) اولادهما . قوله : * ( أَ يُشْرِكُونَ ما لا يَخْلُقُ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ ) * با خداى انباز مىگردانند ( 6 ) آن را كه چيزى نتواند آفريدن از اين بتان جماد ، و آن را آفريدگارى و موجدى و مقدّرى مىبايد ! و مورد كلام استفهام است و معنى تقريع و انكار است بر مشركان كه جماداتى را مىپرستند كه ايشان قادر نهاند بر اصول نعم كه به آن مستحقّ عبادت شوند و از آن كه ( 7 ) ايشان عبادت خداى تعالى كه قادر الذّات است و بر همه مقدورات قادر است رها كردهاند . و عبادت اصنامى مىكنند كه او مخلوق و محدث است و بر هيچ خالق قادر نيست . آنگه گفت بر سبيل ملامت و تقريع كه : ايشان را به چه اميد و طمع مىپرستند و آن بتان ايشان را يارى نمىتوانند كردن و نه نيز خويشتن را يارى مىتوانند كردن ! و آن كه چونين بود در غايت عجز و مذلَّت و مهانت بود ، الهيّت را و عبادت را نشايد ، قوله : * ( وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى ) * . در اين ضمير خلاف كردند ، بهرى گفتند : راجع است با بتان و براى آن « هم » گفت ، « ها » نگفت به لفظ كنايت جمادات كه كافران آن را معبود ساخته بودند بمنزلة الاحياء العالمين ، چنان كه گفت : وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ ( 8 ) ، و لم يقل : ساجدة لأنّه جعل لها فعل العقلاء . و قولى ديگر آن است كه : كنايت است از بتپرستان ، گفت : اگر ايشان را كه بتاناند دعوت كنى با
--> ( 1 ) . اساس : قرااة . ( 2 ) . اساس : لعن ، كه به قياس با نسخه آو تصحيح شد . ( 3 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل ، لت و . ( 4 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل : كردند . ( 5 ) . آج ، لب و . ( 6 ) . اساس : مىگيرى / مىگيريد به قياس با نسخه آج و ترجمه آيهء در صفحات پيشين تصحيح شد . ( 7 ) . همه نسخه بدلها : و آن كه . ( 8 ) . سوره يوسف ( 12 ) آيهء 4 .